یا رحیم
السلام علیک یا شهید کربلاء
السلام علیک یا ساقی کربلاء
السلام علیک یا زین العابدین(ع)
یا قادر
می ترسم
فقط همین یه خط رو خوندم، نفس من! ای نفسی که همیشه از عبادت فرار می کنی .... نترس!
نترس نفس من!
دلم گرفته خدا
گفته بودم وقتی می یام دق الباب می کنم که ماه مبارکت رسیده باشه... اما چه سود!؟
ماه مبارک رجب هم تموم شدم و من هیچی به هیچی نرسیدم.... دیگه اون شوق ها و اسئلک التوبه هام نیومد که نیومد
اونقد دلم گرفته که کیبوردم داره خیس اشک می شه
چه کنم که من اینجوری ام! همیشه پشیمان از دست دادن هام!
گناهام اونقد زیاد شدن که نمی گذارن خوب باشم، حتی با اطرافیانم..... نمی گذارن ماه مبارک نرسیده بیام و بگم: اللهم ربّ الشهر رمضان! مهمونی بیام و در بزنم و دق الباب کنم... ایمانم رو چه شده!؟ یقینم رو می گم.... نمی دونم کجا گیر کردم، کاش می شد خوب باشم...
دلم می خواد بگم: الهی ...ماه زیبا داره می یاد ....همونی که ....الذّی انزلت فیه القران و فرضت علی عبادک... یعنی منم هستم جزوشون! یعنی من هم جزء این عبادت کننده هام؟ اما کجا ایستاده ام، سرم چرا پایینه!؟ اشکام چرا جاریه!؟
من که می دونم از همین شباس که مهمونای حج و کربلا رو می نویسی! اما من کجام؟ واغفرلی ..... حالا بهم نگو که چقد ببخشمت !؟ صبح می یام می بخشی.... ظهر می یام آلوده ام و باز می بخشی... عصر و غروب می یام و بازم آلوده ام و اما... تو باز هم می بخشی... از تو جز این انتظاری نیست خدای من. مرا ببخش
واغفرلی تلک الذنوب .... دونه دونه گناهام رو ببخش... می خواستی اسمت رو غفّار نگذاری خدا! پس من کجا برم ؟ واغفرلی تلک الذنوب .... یا رحمان و یا الله، به حق بهترین بنده های درگاهت، امام مظلومم حسین(ع) .... مرا ببخش و بیامرز
الغوث الغوث ، مهربان خدای من
تا اومدم سلام بدم دیدم تموم شد و رفت... آخه من خیلی کوچیکم...
رسیدیم به شعبان و من منتظر ماه رمضانم....دلم می خواد سلام کنم!
سلام ، سلام ماه خدا، ماه نیایش و دعا
اما خجالت می کشم
آخه من هیچی نشدم خدا
هیچ جا نرسیدم خدا
من کجا و این همه زیبایی کجا....سلام، سلام ماه خدا.... اما چرا اینقد سیاهم
دلم تنگه
دلتنگ این جمله ها
اللهم انی اسئلک من بهائک بابهاء و کل بهائک بهی.... سلام سلام ماه ادب... ماه دعای نیمه شب
اما نه!
هیچ کدوم از اینا دل شکسته ام رو مرهم نمی شه...
من همیشه اینجور بودم
دعاهام همیشه ناقص بودن... ناقص مثل خودم که الان نمی دونم کجای این دنیا ایستادم...
ایستادم ، مات و مبهوت
باور نمی کنم
باور نمی کنم این من باشم.... دستام رو بالا می برم.... دیگه تموم شدم... تموم شدم ... مثل این همه زیبایی سحرگاهان ماه رجب که تموم شد و من خوابیدم و خواب موندم....
دیگه تموم شد و تموم شدم
کاش می شد بودم و باورم می شدک ه می رسم یا سامع الدعا یا واسع العطا یا بدیع السماء یا کثیر الوفاء یا شریف الجزاء سبحانک یا لااله الا انت..... الغوث الغوث .... چقد دلتنگ اینهایم ... یا طبیب من یا حبیب من یا مجیب من.... یا شفیق من ...
سبحانک یا الله
خدایا !
قهر دیگه بسه!
بیا آشتی کنیم خدا
دلم تنگه
قهر بسه خدای من
خدایا! من از دنیا و از دست شیطان فرار کردم،آمدم در خونه ات، اینم حال و روزمه.... دلتنگم و نادم،دست خالی، آمدم گدایی، تو رو به حرمت آقای خوبی ها.... دستانم رو بگیر
من کربلا می خوام.... من دیدار آقام رو می خوام، من می خوام رها باشم، از دست این روزمرگی ها....التماست می کنم... تو که می دونی من چی می خوام....تو می دونی عاقبت من چی می شه، آخرش من چه جوری تموم می شم... نخواه روسیاه بشم ... خدایا تو می دونی دلم چی می خواد، از خلوت ها و پریشانی ها و بد خلقی هام آگاهی .... دستانم رو بگیر
خودت رو از من مگیر
یادت رو از من مگیر
اسیر نفسم شده ام
ببین
فقط می خوام خوب بشم
خوب باشم
از من بی نمی یاد؟
اما از دست تو خوب ساختن بر می یاد
............
دلم میخواد دائم الذکر بشم
از اونایی که نفسشون هم ذکر خداس
از اونایی که ذکرشسون هم توسله
از اونایی که هیچ حرفی ازشون نمی شنوی مگر به ضرورت
اما من کجا و این همه خوبی کجا!
فقط دلم می خواد بگم:
السلام علیک آقای من
یعنی خداحافظ آقای من ، یا شهید
می گن تو کربلا اینجوری بود... هر کسی زمین می افتاد، فریاد می زد السلام علیک یا اباعبدالله.... یعنی خداحافظ آقای من !
السلام علیک یا ساقی عطاشی کربلاء
السلام علیک یا امام سجاد(ع)
یا حق
....