تبليغاتX
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
يه خيمه براي ديوونه هاي خدا
 

 

 

یا الله

خدای من!

مگه نگفتی وقتی دلت تنگ اومد و کاسه ی صبرت لبریز، محبوب من رو بیار تا دلت رو وسعت بدم و قدم هات رو استوار کنم؟

منم اقام رو آوردم که می دونم محبوب تو و آسمانهاست....

لااله الا الله

خدای من!

اصلا شده ام کاسه ی اشک...

 

یا حجت الله

آقای من!

از کوچه ی اقاقیا به دیدنت می آیم...

از اول صبح نمی دونم چرا این اشک ها....

امامم!

خوش به حال اونایی که ازشون پذیرایی می کنی.

خوش به حال اونایی که می ری مهمونیشون.

آقای من!

از پریروز بدجور داغونم آقای من.

از وقتی ازم پرسیدن که تو به چه کار آیی!؟

 

امام من!

آقای من!

مهربانتر از من به من!

انظر الینانظرة رحیمة

...

از خودت می خوام خودت رو به من بشناسونی.

آقای من!

می خوام بگم: والمستشهدین بین یدیه....

تو رو برا این می خوام نه برای حوائجم

نه برای اجری نیکو!

آقا!

می دونم عاشقی شیوه ی رندان بلا کش باشد....

می دونم با حرف وادعا که نمی شه گفت : من دوست دارم...

می خوام دعای ندبه بخونم

دعای عاشقونه بین من و تو...

اول اشک هام رو بگیر که داره صبر از من می گیره....

اللهم لک الحمد....

می بینی!؟ فقط سپاس، نه شکوه دارم و نه گلایه!اونم سپاس از : اللهم لک الحمد علی ما جری بقضائک. اونم فی عبادک!؟ نه در اولیائک! اینجا حرف از عاشقیه!

از عاشقایی که: الذين استخلصتهم لنفسك و دينك . حرف از اخلاصه عاشقاست....

آقای من!

می دونی چیه؟

من شدم حجاب خودم!

تا می یام مزه ی عاشقی رو بچشم!.... خودم می گم نه!....

آقای من!

اینجوری که نمی شه من فقط بگم آقا دوستت دارم.... اما اگه تو نخواهی چی؟

اگه مخلصم نکنی چی؟

اگه عاشق و شیدایم نکنی چی؟

آقا اگه تو من رو بپذیری... من رو به خودم مقرب می کنی! من رو بلند می کنی از این خاک....

آقای من!

کاش منم از اونایی بشم که به خاطر یه نیاز می رن در خونه ی خدا، اما اونقدر راز و نیازشون عاشقونه می شه با خدا که یادشون می ره نیاز آورده بودن...

آقای من!

گرچه دانم كه به وصلت نرسم بازنگردم

تا در اين راه بميرم كه طلبكار تو باشم

مولای من!

هزار جهد بكردم كه سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش ميسرم كه نجوشم

به هوش بودم ازاول كه دل به كس نسپارم

شمايل توبديدم نه عقل ماند و نه هوشم

مرا مگوى كه سعدى طريق عشق رها كن

سخن چه فايده گفتن چو پند مى ننوشم

آقای من!

کلمه در گفتار می مونه و من در وصف عشق به تو!

چی بگم که حرف حرف خودم؟

وقتی تو خود رحیمانه و رحمانانه خود را به جلوه گذاشتی؟

آقای من!

سیدا!

موندم این اشکا رو چی کار کنم؟

....

یا زهرا(س)

 

 

|+| نوشته شده توسط كنيز فاطمه(س) در دوشنبه 3 تیر1387  |
 
یا الله

آقای من سلام

خانمم سلام

کاش می شد این انقلاب اینقدر مظلوم واقع نمی شد و نردیان ترقی عده ای جاهل نمی شد....

هیهات....

    السلام علیک

 

یا زهرا)س(

|+| نوشته شده توسط كنيز فاطمه(س) در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 
 

 

                       السلام علیک یا بانو

 

بانوی من!

دل دریایی می خواد که از تو بگم و غرق نشم

خانمم!

مثل گلی پرپر

در وسعت خونین یک بستر

تصویر پاییزی

از حاصل ۱۸ بهار عمر یک مادر

...

خانمم

نمی تونم ادامه بدم

یا زهرا (س)

 

 

 

|+| نوشته شده توسط كنيز فاطمه(س) در شنبه 28 اردیبهشت1387  |
 ببین خانم....
یا الله

سلام

سلام بانو

خانمم

بانویم

بازم اینجا رو عزاخونهی شما می کنم

سیاه می پوشم

ببین خانم

ببین....

یا زهرا(س)

|+| نوشته شده توسط كنيز فاطمه(س) در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387  |
 الهی به امید تو
یا حق

سلام

چندتا عکس از ثمین جون....

 

برا خوندن مطلبش می تونید برید خونه ی من و همسرم....

 

        

        ثمین جون در حرم مولا امام رضا(ع)

 

 

      ثمین جون در حال نماز خوندن!         

 

       !!! 

 

همین دیگه

دعامون کنید

 

یا زهرا(س)

|+| نوشته شده توسط كنيز فاطمه(س) در چهارشنبه 18 اردیبهشت1387  |
 یا لطیف
یا رحمان و یا رحیم

 

سلام

 

این روزا زمین تشنه ی بارونه....

 

     کاش دوباره زمین زیبا شود....

 

یا زهرا(س)

|+| نوشته شده توسط كنيز فاطمه(س) در دوشنبه 26 فروردین1387  |
 یه خونه ی جدید!
یا حق

سلام

فعلاً اینجا رو بخونید!!! تا بعد

 

من و همسرم

 

یا زهرا(س)

|+| نوشته شده توسط كنيز فاطمه(س) در دوشنبه 19 فروردین1387  |
 

يا مدبر اليل والنهار

 

سلام

 

با خودم مي گفتم شايد ديگه توفيق نباشه امسال خدمت برسم...

 

ولي انگار عيد در عيد است امسال!

 

اينم يه هديه براي عيد آغازولايت آقايمان ولي عصر(عج) ...

 

دعامون كنيد

 

يا زهرا(س)

 

|+| نوشته شده توسط كنيز فاطمه(س) در دوشنبه 27 اسفند1386  |
 يا محول الحول والاحوال

يا مقلب القلوب

 

سلام خداي من

 

سلام مولاي من

 

سلام عزيز فاطمه

 

سلام بانو

 

...

خداي من!

 

مي دوني كه خودم هيچي ندارم...

 

هر چي دارم ازتوست...

 

 

 

 خدای من!

زبانها از دست یازی به ستایش تو آنطور که زیبنده ی هیبت توست

قاصر و ناتوانند و عقلها از درک نهایت زیبایی تو عاجزند و دیده ها از

نظاره انوار رویت ناتوانند برای خلق راهی به معرفت نگشودی مگر با ناتوانی از آن.

 

خدای من!

ما را از کسانی قرار ده که نهالهای شوق تو در باغهای سینه ایشان

ریشه گرفته و سوز محبتت سراسر قلب آنان را فرا گرفته است.پس

 ایشان در آشیانه های فکر تو ماوی گرفته اند و در باغهای قرب و

مکاشفه به خرامیدن آمده اند و از سرچشمه های محبت تو با جام

لطف و آقاییت سیراب گردیده اند و در جویبار های صفای تو درآمده

اند.

 

حجابها از دیدگانشان نیک برتافته و نهانخانه ها سر و عقایدشان از

تیرگی تردید بدر آمده و تلاطم شک از قلبها و جانهایشان رخت بربسته

و سینه هایشان به خاطر استوار ساختن شناخت تو گشوده گردیده

است و همت ایشان پیشی گرفتن در سعادت چشم پوشی بر دنیا

متعالی گردیده و شرابشان در چشمه سودای تو گوارا گشته و در

مجلس انس تو نهانشان نیکو گردیده و جانهایشان با بازگشت نزد رب

 الارباب آسوده گشته و روحهای آنان به پیروزی و رستگاری باور یافته

اند و دیده گان آنان با نظاره به محبوبشان روشنی گرفته و قرار آنان با

وصول به خواسته و آرزویشان آرام گرفته و در فروش دنیا به آخرتشان

سودای آنان بسی به سود انجامیده.

 

خدای من !

چقدر لذت بخش است خاطره های الهام تو به سبب یادت بر قلب ها !

 و چقدر شیرین است به سوی تو آمدن با فکرها در راه های نهایت !

و چقدر جان افزاست مزه دوستی تو !

 و چقدر گواراست شراب وصال تو !!

پس ما را از هجران و دوریت مصون بدار و به رحمت و آقاییت از برترین

 عارفان خودت و لایق ترین بنده گانت و راستگو ترین اهل بندگیت و

 خالص ترین عبادت کننده گانت قرار ده ای بزرگ ما ای آقا و ای احسان

 کننده.

                                                             

          مناجات العارفین از مناجات خمسه عشر

                                                                        

 

            زنبق بهاري....

 

  

 

سبزه فروش      

 

 

                  

                 يا مقلب القلوب

 

 

 

              بهار

  

 

    

      هر جا كه او بخواهد مي شود...

 

 

          زيباست...

 

 

اينجوريه ديگه!!!

 

 

يا زهرا(س)

|+| نوشته شده توسط كنيز فاطمه(س) در دوشنبه 20 اسفند1386  |
 شرمنده ام آقا

يا مولاي يا الله

سلام

نمي دونم بعد اين همه مدت كسي هست جواب سلامم رو بده يا نه...

اما نه

من دارم به امام زمانم سلام مي دم..

مگه مي شه صاحبم سلامم رو جواب نده؟

آخ مولاي من!

توي اين اربعين چي دارم بهت بگم...

روسياهم آقا!

مي دوني كه نمي دونم از كجا شروع كنم!

اونقدر ذهنم از نوشته ها و فرافكني هاي عده اي جاهل متمدن نما و روشنفكر نماي  دور وبرم مشوش شده كه نمي دونم اصلاً بنويسم چه بر من مي رود يا نه!؟ اونقدر اين نويسنده هاي به قول خودشون آزاد توي غربت زياد شده كه حتي توي نت نفوذ كردن كه نگرانم اين حرفام رو بگم و ... هيهات...

آخ آقاي من

فداي دل تنگت كه مي دونم دلتنگ تر از ماها براي اومدني آقا.

همين چند روز پيش بود يه كتاب دانلود كردم كه بخونم... اما آقاي من.... چشمام كور بشه كه اين چيزا رو خوندم... سوختم آقا... اصلاً كتاب يه جور تمسخر به حيات شما بود آقاي من.... آخ آقا سوختم... كه چقدر بايد ناداني و جهل تو بين جوانامون نفوذ كنه...

موندم اين وزارت به اصطلاح ارشاد ما كه براي هر بعضي چيزا اشكال مي گيره چطور اجازه چاپ ونشر همچين كتابايي رو مي ده يا اصلاً مسئول اين نت كيه كه اين همه فيلترهاي خوب خوب توش هست!!!! اما براي رمان هاي موهن در مورد حضرت ولي عصر(عج) هيچ فيلتري نداره!!!

اي خدا! مرديم از بي كسي...

آقاي من ! اربعينه مولام حسينه(ع)

نمي دونم از چي بنويسم...

اي خدااااااااااااااااااااااااااااا

نه اينكه الان احساس كنم ناتوانم! 

 از اين مي سوزم كه نمي تونم بدون اجازه ي نويسنده شون، چندتا كتاب رو بگذارم روي وبلاگ ...

كاش مي شد...

آقاي من! پس كي مي ياي؟؟؟

به خدا شرمنده ام آقا

من در دو جهان غير شما كسي ندارم آقا

آقا!

اگه اون روز بياد كه بياي و اين جاهلا يا آدمايي مثل من ناقص الايمان، چي دارم كه بگم؟

آخ آقاي من!

بعد اين همه مدت دلم نمي خواست از دلتنگي هام بنويسم... دلم مي خواست بنويسم كه چقدر سرشارم از بودنت....

شكر...

آقا!؟

....

اينم يه دنيا اشك ....

 

 

 

                      خدايا ! چه كنم...!؟

 

 

 

 

يا زهرا(س)

يا حسين(ع)

|+| نوشته شده توسط كنيز فاطمه(س) در چهارشنبه 8 اسفند1386  |
 
 
بالا