يا لطيف
اله من!
مگر نه اينكه از رگ گردن به من نزديكتري!؟
پس چرا امشب اينگونه ام!؟
چرا همه چيزم امشب شده است اين دنيا و اين جسم و اين همه نگاه به ماديات!؟
اله من!
..اما
نه آنچنان دورى
که دلتنگىها را بنويسم
نه آنچنان نزديک
كه ..
نه ديوانه نيستم هستم نيستم
و طاقت؟
اينهمه طاقت را
از کجاى دوزخ ( شايد هم بهشت)مگر آوردهام که مىايستم؟
كه تو نور باشي و من تاريك
تو جليل باشي و من ...
تو آن بالا باشي و من روي خاك...
مي بيني!؟
اينجا هم خودخواهم...
همه چيزم شدي تو....
خدايا!
اصلاً مگر مي شود با غير تو هم مانند تو بود!؟
خدايا!
مي شود ... مي شود اينجا با من باشي!؟
صدايت كه مي زنم و سر بر سجده كه مي گذارم...مىبينم
چه چيزها که در من زنده است هنوز
نگاه مىکنى نمىبينى ؟
از خود مي پرسم: عبدالفاطمه چقدر تا رفتنت مانده است!؟
بعد مي بينم، يك نگاه و نيم شايد...
چه مي دانم امشب اين قطار كجا توقف خواهد كرد!
چه مي دانم امشب چگونه صبح خواهد شد...
چرا!
يادم آمد
خودت گفتي
آري خودت گفتي : يا ايّها المزّمل ! قم اليل الّا قليلا....
بايد بلند شوم...
آب
آب
آب
چه نجواي غريبي است آب در اين نيمه شب پاييزي...
انگار كه امشب موجي تر از هميشه ام!
چر اكه دو كلمه انگليسي با زبان خود آميخته ام و حسابي اين ذهن آشفته را در هم آميخته ام...
تا كارم به ....
دعايم كنيد
دعايتان مي كنم
نمي دانم كجايم!
زينبيون يا خونه ي شاهد!
شايد هم خيمه باشم....
چه مي دانم، چشمانم با اين همه ابر و اين همه بغض مانده در گلو و يك سجده ي منتظر چه مي تواند ببيند....
پ . ن 1 : بالاخره منم تصميم گرفتم از پ . ن ، در وبلاگم استفاده كنم!
پ.ن 2 : از همه دوستان كه در غم از دست دادان مادر دوستمون تسيلت گفتن و تسلاي خاطري بودن بر دل نيم سوخته ي ما، بي نهايت سپاسگزارم، به لطف خدا داغ هيچ عزيزي رو لوح دلتون حك نشه ، انشاءالله.
پ.ن 3 : اين نوشته براي ديشبه، كه فك كنم تو زينبيون نوشته بودم، با اجازه اشمب مي گذارمش تو وبلاگ....
احساس مي كنم بايد يه آيينه رو بروم بگذارم....
پ.ن 4: اينم يه جور آيينه ست ديگه!
پ.ن 5 : امروز يه بنده خدايي لطف كردن و بعد از اين همه درگيري تو دنيا، ما رو شب شعري دعوت كردن! چند تا شعر اول رو كه بودم، زيبا بودن، يادم انداخت كه چقدر غرق دنيايم.... حالا چرا اين رو گفتم!؟ گفتم كه بدونيد كه شعر يه نعمته براي رهايي از اين همه بار ماديات دنيا بر دوشمان.
در پناه حق
يا زهرا(س)
[ ]
+ نوشته شده در ساعت19 توسط كنيز فاطمه(س)
![]()
انّا لله و انّا اليه راجعون....
كلّ نفس ذائقة الموت...
حتماً مي گين اينا چيه كه مي گي!؟
همين دو روز پيش بود كه يكي از دوستان رو تو دانشگاه ديدم، اتفاقاًهم مسير هم بوديم... نمي دونم چي شد كه از مادرش برام گفت....
اينكه بيماري اونقدر بهش غلبه كرده كه دچار يأس شده.... و امروز يكي از دوستان بهم خبر داد كه مادر اين دوستمون...لااله الا الله
مي گن: تسليت واژه ي كوچيكيه در مقابل از دست دادن مادر....
خدا با خانم فاطمه ي زهرا (س) محشورشون كنه، اين مادر تا بود با درد و رنج كه نه شايد لذت بخش ترين لحظات عمرش رو با همسر جانبازشون سپري كرد و حالا ...
دوستان هر كي خواست يه حمد و سوره ...
خدا هيچ وقت درمونده تون نكنه.
الهي آمين
يازهرا(س)
[ ]
+ نوشته شده در ساعت16 توسط كنيز فاطمه(س)
يا نهاية آمال العارفين
سلام خداي من
سلام خداي مهربان من
خدايا!
چرا ما آدما يادمون مي ره كه تو قادر مطلقي!؟
چرا يادمون مي ره وقتي يه كم غم مي شينه رو دلمون تو رو صدا بزنيم!؟
چرا گاهي وقتا مي شيم يه پارچه يأس!؟
چرا يه روز از فرط شادي و هيجان نمي دونيم چي كار كنيم و يه روز ديگه اش از غصه رو به موت مي شيم!؟
مگر نه اينكه نبايد به اين دنيا چنان دل بست كه نه از غصه هاش چنان دلگير و نه از شادي هاش چنان مسرور بشيم كه فكر كنيم الي الابد موندگار اين دنياييم!؟
خداي من!
الله من!
پروردگار من!
راست مي گفت عزيزي وقتي صدات مي كنم اله من! يه لذت ديگه داره
تو كدوم زبون مي شه تو رو به اين نام صدا زد!؟
تو كدوم زبون ميشه گفت : الهي!
هر چه دارم از ان توست...
من مي گم وقتي دلت مي گيره، همت كن و بلند شو، يه قدم بردار، دستات رو بشور و يه وضو بساز
اگه دلت طاقت آورد دو ركعت نماز نخوني!....
يا وقتي فك مي كني مورد هجوم تيرهاي درد و غم قرار گرفتي،كافيه يه سبحان الله بگي...
يا وقتي خداي نكرده گناهي مرتكب شدي، سرت رو به آسمون خدا بگير و بگو استغفرالله... نه كه فك كني با اين كار ديگه هيچ ديني به گردنت نيست ها، نه عزيز، تازه اينجاست كه حقارت بودنت با اين همه گناه اشك هات رو روون مي كنه.
خداي من!
چي مي شه يه روز چشم باز كني و ببيني جز تو كسي معشوق ندارم و جز تو هيچ محبوبي!؟
چي مي شه خودت بشي مايه ي آسايه من!؟
چي مي شه همه چيزم تو بشي!؟
يا ربّ !
مگه تو دوست نداري كه ما هميشه مسرور باشيم از راز و نياز با تو! پس چرا بعضي هامون بعد گفتن ها با تو هم آروم نمي گيريم!؟
اله من!
نازنين خداي من !
ما تو اين دنياي بي در و پيكر كسي رو نداريم كه هادي باشه و مونس...
دست هامون رو بگير و رهامون نكن
...
يازهرا(س)
[ ]
+ نوشته شده در ساعت23 توسط كنيز فاطمه(س)
سلام دوستان
پنجشنبه رفته بودم قم و جمكران
به ياد همتون بودم....
دوستان !
مي خوام يه جايي رو نشونتون بدم!!!
اينجا رو ببينيد! United muslims of america
مي بينيد هر جاي دنيا كه باشي مي توني خدا رو با خودت داشته باشي!
وظيفه ي ما چيه!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لااله الا الله
يازهرا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10 توسط كنيز فاطمه(س)



