بسم ربّ ياس كبود
السلام علیک یا فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) اغیثینی
سلام برخداي ياس مدينه
سلام بر ياس كبود مدينه
سلام بانو
مي دونم كه بازم زدم تو جاده خاكي
مي دونم كه اين روزا خودم رو اسير زندگي دنيا كردم
مي دونم شد اونچي كه نبايد مي شد
مي دونم شدم يه دست و پا بسته به دنيا
خانم!
خيلي دلم مي خواست اينجا رو عزاخونه كنم و رنگ ديواراش رو پرچم سياه بگيرم
خيلي دلم مي خواست بشينم وبرات روضه ي رضوان بگيرم
دلم مي خواست بيام و از بقيعي كه نديدم بگم، از گلستاني كه نهان شد از نظرها كه مبادا سبك عقلان روزگار خدشه اي به ساحت مقدست كنن
خيلي دلم مي خواست همه ي اهالي قلعه ي اهل دل رو دعوت كنم بيان براي ذكر صلوات تو اين خيمه
خيلي دلم مي خواست به جاي درايي ك هاين روزا نماد شده و تو كوچه و خيابن به يادت آتيش زده نمايش مي دن، بيام و از عشقت به خدا بنويسم، به جاي اين در بيام و از علي(ع) بگم، به جاي حكايت دربيام از ناداني و نافرمانيو جهل مردم زمانت بگم، هر چند جهل امروز مركبّ تر از آن روزها شده است!
ای مدینه خـــود بگـــــو ازدردهـا
از دلِ پُــر کــــــینه نـامردهـا
اما خانم!
مي دوني چرا نتونستم!؟
به خاطر بي لياقتي و دلمشغولي به خواست هاي دنيا!
خانمم!
ديشب يكي يه پيام گذاشته بود كه دلم رو آتيش زد
سوزوندم
از نادوني و ندونستنش دلم گرفت
براش دعا كردم
آخه بانويم شمايي!
مگه شما با اون همه جهل برا مردمت دعا نمي كردي!؟
مگه برا مردم كوچه ات و همسايه هات طلب مغفرت نمي كردي!؟
...
آخ بانو
اين دفعه به جاي پيرهن سياه، دلم سياه پوشيده، روم سياهه خانم...
يه دنيا شرم نشسته رو دلم
شده ماتمكده
همه اش هم به خاطر شرم اسارت دنياست
خانم!
مي شه يه گوشه عنايتي بكني و رهام كني از بند تعلقات؟
مي شه نگاهم كني و از هر چي عشق به دنياست آزادم كني؟
مي شه يه نظر كني تا از اين تخيلات جاهل مآبانه ي روزگار برهانيم؟
بانو!
تو رو به حرمت علي(ع) ، از خدامون بخواه در ظهور مولامون، امام عصرمون(عج) تعجيل كنن.
...
اللهم عجّل لوليك الفرج
يا زهرا(س)
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12 توسط كنيز فاطمه(س)




