|
الهی! یا ذالجلال والاکرام!یا النعّماء والجود! یا ذالمنّ والطّول! حرّم شیبتی علی النّار... درست مثل اینکه دستی بیاد روی گلوت و محکم فشارش بده....شما هم، توان پس زدن اون دست رو نداشه باشی.... مثل وقتایی می مونه که یأس تا اعماق قلبت نفوذ کنه و نتونی حتی جلوی بغضت رو بگیری .... یا شاید هم شبیه کسی می شی که دلش می خواد فقط فرار کنه تا نخواد درک کنه و باور کنه.... اصلا کسی چه می دونه وقتی دلت داره پر می زنه از شادی به بار نشستن شکوفه ی عشق در دلت..... اون وقت همون شادی در آن واحد با یه سیل قرمز! تبدیل بشه به یأس و اشک.. اشک هایی که تمومی نداره.... دلت می خواد خودت رو ناامید نشون ندی.... ولی مگه می شه؟ تازه اون موقع است که ورد زبونت می شه : آخه چرا من؟ الهی! دلم رو نشکن... خودت که می دونی بنده ی بی طاقتیم! خودت می دونی که من جنبه ی این امتحانای بزرگ رو ندارم و ممکنه روفوزه بشم و آبروم نزد خودت بریزه! خدای من! من نه ابراهیمم! نه هاجر! هیچ نیستم سبویم نشکن.... اصلا یه جور دیگه باید گفت! خدای من! خودت به خودت وابسته ام کردی! خودت گفتی از خودت بگذر تا به من برسی! خودت به باورم رسوندی که جز دست قدرت تو رو در هیچ کاری نبینم! تا بهم بفهمونی که اگه تو نخوای نمی شه!!! خودت داری من رو به خودت می خونی... اینجوری می خوای جز تو نخوام! اینایی که توی دلمه.... اینایی که قلبم رو ریش کرده و داره زجرم می ده.... همه اش برا اینه که من بسوی تو فراخوانده بشم... منی که داشتم دور می شدم.... خودت من رو دست خالی رو داری می خونی... دل بستم و زدی توی گوشم.... خدای من! نمی پذیری!؟ چه کنم؟ آه ای خدا! به خدا قسم، خدا قبول نمی کنه طاعتت رو اگه ببینه اصرار به کار گناه داری.....این رو امام صادق(ع) می فرماید..... حالا خدای من! توان کدامین گناهم رو می دم!؟ و شاید گناهی بالاتر از یأس در درگاهت نباشه.... این گناه و و سوسه رو از من دور کن.... .... خودت شاهد باش.... رها می کنم ناامیدی از درگاهت رو.... در دلم اطمینانی قراره ده که رها شوم از یأس.... که تو می توانی ! اگر قادری .... که لا شک هستی.... رهایم کن از یاأس و ناامیدی.... شکوفه ی عشق در دلم بارور کن... شک را از دلم بزدای.... رهایم کن رها از هر چه ناامیدی به درگاهت است...به یقینم برسان که قادر مطلقی... خدای مهربان من! شک در دعا رو از من دور گردان.... خدای من! یقینا پاسخگویی... اگر پاسخ نمی دادی که به مرحله ی دعایم نمی رساندی.... غیر این است؟ امشب... همین امشب دلم را شاد کن خدایا! در این ماهت به پیامبر و آلش ،به مهدی(عج) فاطمه هر چه دادی به من هم بده.... از این بیشتر امیدوار باشم!؟ از این بیشتر بخواهم که کم نباشد از تو خواستن!؟ وای خدای من! ببین به چه خواسته ای رسیدم بدون ترس! بدون شک به دادنت! بدون یأس به اینکه آیا دستم را می گیری یا نه!؟ امیدم به خودت را هزار برابر کن... مرا از خودم ناامید کردی.... پس جزء کرم تو چیزی ندارم... آرامشی در دلم قرار ده... . ن: فرهنگ سانسور چه من بخوام چه نخوام ریشه دوونده در خونمون!!! شرمنده ام اگر پیام های پست قبلی رو از هر گروه که بودین پاک نمودم، من اینجا برای خودم می نویسم، نه به نفع کسی و نه به نفع حزب و گروهی، اینجا مکان آرامش من است با اندیشه هایم و دوستانم ....پس اجازه بدین اندکی برای خود باشم.... در پست قبلی تنها نظر خود را نو شتم. دلم نمی خواهد متهم شوم به سیاه یا سپید بودن.... مرا به حال خود رها کنید دوستان.... من با هیچ کلامی دیگری توجیه نخواهم شد.... . هر که هم خواست سرم فریاد بزند آزاد است، ولی نه به قیمت مهتم کردن دیگری.... بگذارید در این دنیای مجازی حداقل اندیشه هایم را خفه نکنم! . دوستانی که در این مدت به من لطف داشتند و نظراتشون رو بیان کردن، ازشون خواهش می کنم اندکی و فقط اندکی تفکر کنند.... نه به آنچه می گویند! به آنچه که من نوشته ام.... چطور به خود حق قضاوت می دهیم!؟ شما به من بگویید اگر در گروه شما جای نگیرم حتما و حتما در گروه مخالف شمایم؟؟؟ . شما را به خدا بگذارید با اندیشه هایم زندگی کنم، اگر کسی هم میل به هم کلامی با من حقیر را نداشت، آزاد است.... شما نمی توانید ایمانم را بگیرید ونه هرگز می توانید مرا متهم به رد و نقض تمام اصولی که به آنها معتقد و پایبندم متهم کنید. من خودم هستم، معتقد به اصل عدالت، معتقد به اصل ولایت فقیه، معتقد به آزاد اندیشی، معتقد به همه ی آرمان های انسانی، نه آنچه مطلق شما می گویید! من خودم هستم.... من با اتهام شما به جهنم نمی روم!خدای من آگاه به همه چیز است و من مطمئنم خودم باشم بهتر است از حزب باد بودن.... بهتر از این است که اگر نقد کنم متهم شوم به ضد اندیشه های شما! بهتر از این است که ترس بر من غلبه کند .... . مرا رها کنید در اندیشه هایم، مرا نه با سخنان شما که فقط با کلام حق نمی توان تغییر داد... من خودم هستم. بگذارید همچنان با لبخندی تلخ رو به شما بایستم و سلام کنم.... شاید روزی رسد که من نباشم.... یا زهرای مرضیه(س)
|
About![]()
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجّل فرجهم ...
Home
|