یا الله
خدای من!
مگه نگفتی وقتی دلت تنگ اومد و کاسه ی صبرت لبریز، محبوب من رو بیار تا دلت رو وسعت بدم و قدم هات رو استوار کنم؟
منم اقام رو آوردم که می دونم محبوب تو و آسمانهاست....
لااله الا الله
خدای من!
اصلا شده ام کاسه ی اشک...
یا حجت الله
آقای من!
از کوچه ی اقاقیا به دیدنت می آیم...
از اول صبح نمی دونم چرا این اشک ها....
امامم!
خوش به حال اونایی که ازشون پذیرایی می کنی.
خوش به حال اونایی که می ری مهمونیشون.
آقای من!
از پریروز بدجور داغونم آقای من.
از وقتی ازم پرسیدن که تو به چه کار آیی!؟
امام من!
آقای من!
مهربانتر از من به من!
انظر الینانظرة رحیمة
...
از خودت می خوام خودت رو به من بشناسونی.
آقای من!
می خوام بگم: والمستشهدین بین یدیه....
تو رو برا این می خوام نه برای حوائجم
نه برای اجری نیکو!
آقا!
می دونم عاشقی شیوه ی رندان بلا کش باشد....
می دونم با حرف وادعا که نمی شه گفت : من دوست دارم...
می خوام دعای ندبه بخونم
دعای عاشقونه بین من و تو...
اول اشک هام رو بگیر که داره صبر از من می گیره....
اللهم لک الحمد....
می بینی!؟ فقط سپاس، نه شکوه دارم و نه گلایه!اونم سپاس از : اللهم لک الحمد علی ما جری بقضائک. اونم فی عبادک!؟ نه در اولیائک! اینجا حرف از عاشقیه!
از عاشقایی که: الذين استخلصتهم لنفسك و دينك . حرف از اخلاصه عاشقاست....
آقای من!
می دونی چیه؟
من شدم حجاب خودم!
تا می یام مزه ی عاشقی رو بچشم!.... خودم می گم نه!....
آقای من!
اینجوری که نمی شه من فقط بگم آقا دوستت دارم.... اما اگه تو نخواهی چی؟
اگه مخلصم نکنی چی؟
اگه عاشق و شیدایم نکنی چی؟
آقا اگه تو من رو بپذیری... من رو به خودم مقرب می کنی! من رو بلند می کنی از این خاک....
آقای من!
کاش منم از اونایی بشم که به خاطر یه نیاز می رن در خونه ی خدا، اما اونقدر راز و نیازشون عاشقونه می شه با خدا که یادشون می ره نیاز آورده بودن...
آقای من!
گرچه دانم كه به وصلت نرسم بازنگردم
تا در اين راه بميرم كه طلبكار تو باشم
مولای من!
هزار جهد بكردم كه سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش ميسرم كه نجوشم
به هوش بودم ازاول كه دل به كس نسپارم
شمايل توبديدم نه عقل ماند و نه هوشم
مرا مگوى كه سعدى طريق عشق رها كن
سخن چه فايده گفتن چو پند مى ننوشم
آقای من!
کلمه در گفتار می مونه و من در وصف عشق به تو!
چی بگم که حرف حرف خودم؟
وقتی تو خود رحیمانه و رحمانانه خود را به جلوه گذاشتی؟
آقای من!
سیدا!
موندم این اشکا رو چی کار کنم؟
....
یا زهرا(س)
|
+| نوشته شده توسط
كنيز فاطمه(س) در دوشنبه 3 تیر1387
|