تبليغاتX
  تا کی به تمنای وصال تو یگانه
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
يه خيمه براي ديوونه هاي خدا
تا کی به تمنای وصال تو یگانه

اللهم صل علی محمد وال محمد و عجّل فرجهم ...
با خودم گفتم، دیگه وقتشه خودم رو بگذارم کنار... اینجا دیگه جای حدیث نفس نیست... اینجا نه جای ریاست و نه جای تملق! فقط برای اوست...
یا فاطمه ی علی(ع)

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
خدای من!

چه بگویم که متهم نشوم به لاقیدی و لامذهبی!؟

مگر نه اینکه سرنوشت هر ملت راخود آن ملت تعیین می کنند!؟

پس چرا عالم و فیلسوفی که من اینگونه به او ارادت دارم ازاین ...؟

لااله الا الله

چه شد آن همه عشق من ؟

که می گفتم شاید بار دیگر بشود طعم خلوص را چشید!؟

چرا این دوستی  و حبّ به سردی گرایید؟ چرا آنچه انتظار داشتم نشد و مرا حتی در جمع خانوادگی متهم کردند که به حمایت از او ؟ وای خدای من..

کاش اندکی ،وفقط سر سوزنی از سوزش قلبم و تیری که از دروغ بر قلبم نشست کسی خبر! داشت !

سبحان الله

پناه می برم به خدای راستگویان....

پناه می برم به خدای تبارک و تعالی از وسوسه ی انسان های احمق وجاهل!

!!! چرچیل راست گفت: سخت تر ین کار دنیا محکوم کردن یک احمق است

آگاهی خدای من بر احوالم!

امروز که در خیابان قدم بر می داشتم از نگاه بعضی ها هراس داشتم! من با پوششی که در عرف پسندیده است و در شرع برتر، گام بر می دارم، این پوشش در نظر خیلی ها عقاید سیاسی ! مرا هم بر ملا می کند!!

من در عجبم

در شگفتم که چرا به راستی چنین نیست در قلبم؟

این چه انتظاری است که عده ای از من دارند؟

چرا چادرم نشان می دهد که من حتما! باید از شخص خاصی حمایت کنم؟

خدای من!

اگر کسی هم نداند تو بهتر می دانی...

من از دروغ نفرت دارم

از کذب نفرت دارم

از توهم نفرت دارم

از اینکه .... مرا به توهم متهم کنند بیزارم

از اینکه شب بخوابم و از قیمت اقلام مصرف اولیه برای فردایم!در اضطراب باشم نفرت دارم

از هر چه ریاست ریاکارانه و متقلبانه و دروغگوست نفرت دارم

خدای من!

آگاهی بر اعمالم....

این برای من همه چیز است

مهربان اله من

تو از آتش درونم آگاهی

چه بگویم که فردا در کنج قفس گرفتارم نکنند؟

چه بگویم که به کسی بر نخورد ؟

چه بگویم که فردا دستم را نگیرند و از خانه ام آواره ام نکنند؟

چه بگویم که اگر نگویم جفا کرده ام در حق امام عزیزمان؟

چه بگویم که از انحطاط بیشتر می ترسم تا از خویش!

خدای من!

چه بگویم که فردا آتش گفتن و راست گفتن،دامن خویش و آشنا و حتی فرزندی که هنوز نیامده را نگیرد؟

لااله الا الله از این همه دروغ که جامعه را گرفته...

آنقدر دروغ گفتند و گفتند که حتی اگر راست هم بگویند نمی شود تشخیص داد!!!!

پناه می برم به خدای مهربان

پناه می برم به تو از شر همه ی انسان های قدرت طلب که برای در رأس قرار گرفتند حتی از ریختن آبروی خویش و دیگران ابایی ندارند..

سبحان الله

....

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!










irLearn.com