تبليغاتX
  تا کی به تمنای وصال تو یگانه
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
يه خيمه براي ديوونه هاي خدا
تا کی به تمنای وصال تو یگانه

اللهم صل علی محمد وال محمد و عجّل فرجهم ...
با خودم گفتم، دیگه وقتشه خودم رو بگذارم کنار... اینجا دیگه جای حدیث نفس نیست... اینجا نه جای ریاست و نه جای تملق! فقط برای اوست...
یا فاطمه ی علی(ع)

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
بسم الله الرحمن الرحیم

 

و مکروا و مکرالله و الله خیرالماکرین

 

یادش بخیر.... نگاه سبز قاب گرفته روی دیوار خونه مون رو می گم....

هر وقت بهش نگاه می کردم احساس می کردم داره بهم لبخند می زنه!

اما حالا ، نه روم می شه بگم دارن چی سر مملکتی که خونت رو بهشون دادی می آرن! نه می تونم بهش نگاه کنم...

خدای من!

خودت خوب می دونی که نه اهل هوچی گری ام! نه اهل دعوا.... مثل صدها روز عمرم دندان بر جگر گذاشته و می گویم: انّا لله و انّا الیه راجعون...

این یعنی کمال بی اعتمادی

این یعنی من بودم ولی دیده نشدم!

این یعنی عده ای آمدند و شدیم حضور حداکثری! تا آینده چه پیش آید!!!! آیا حضور حداکثری دیگری رخ خواهد داد!؟

این یعنی نه حق با شماست که حق با ماست!!!

این یعنی در این جامعه ای که من هستم نقد یعنی خراب کردن دیگری و به دار آویختن آهنگری در بلخ به جای رقیب!!!!

خدای من!

تنها به تو پناه می برم و دیگر هیچ...

نه به شکستن شیشه های مردم و اموال مردم! دست زده ایم و نه از فاسقین و بی دینان بوده ایم که اعتراض به حق خود کنیم!!!! بلکه فقط دلمان شکسته شد! و ماندیم در بهت و حیرت که چه بر سرمان آمد؟ چه شد که ما شدیم این ؟

نه اینکه من انتظار داشته باشم انتخاب من برگزیده شود که این عین خودخواهی است. عزیز من!

من هیچ!

انتخاب من هیچ!

من در حیرتم که آیا سرداری که همین شهدا رو رهبری می کرده این همه ارادتمند در کشور داشته و ما فکر می کردیم هنوز اصولگراییم؟ اصلح که بود؟ حفظ قدرت بود؟

شرمسارم از اینکه....

اتفاقا هنوز هم افتخار می کنم که با اصلح ترین بودم....از انتخاب هم بگذریم، در این میان ارادتم به سردار میدان های رزم و هم نشین نگاه سبز های بسیار قاب گرفته شده در هزارن خانه، صد چندان شد... با آن همه متانت ، با آن همه تواضع، با آن همه صبوری... چقدر دلم می خواست ثابت کند که هنوز هم انقلابی واقعی وجود خارجی دارد!... یاد امام و سردارانش بخیر.

اما چه سود!

انّا لله وانّا الیه راجعون

چه کنم با این همه سوال؟

چه شد که بیکباره همان هایی که خود حضور حداکثری آفریدند نامیده شدند: اراذل و اوباش؟

چه شد که در این میان عده ای به انحراف رفتند؟ و سوء استفاده شد از عواطف مردم؟

چه شد که باز هم دروغ آنقدر بزرگ شنیدیم که از بزرگ بودنش به ماهیتش پی نبردیم؟

به کجا می رویم آخر؟

چرا هر جا کم می آوریم دیگری را متهم می کنیم به لا مذهبی و منافق و یا زبانم لال، ضد ولایت فقیه!؟

چرا برای همه چیز و برای همه کثافت کاری هامون پشت دین قایم می شیم؟

چرا دین من شده یه ملعبه برای پس زدن همین مردمی که در جامعه زندگی می کنن؟

به راستی که ما هنوز عرضه و لیاقت داشتن حکومت اسلامی را نداریم! چه رسد به جمهوری که همه ی اقوام ها با دین های متفاوت و اندیشه های متفاوت باید باهم در تعامل باشن... به قول خودتان: تسامح تا به کی؟

 چطور رومون می شه هر صبح جمعه ندبه سر می دیم؟

کدامیک از این عوامل در آینده جزء عوامل دین گریزی جوانان ما خواهد بود؟

ای وای بر ما....

به قول بنده خدایی( اگر متهم نشوم به طرفداری از این بنده خدا !!!!):" صندلی اگه ارج و قرب داشت که انسان سرش را می ذاشت روی صندلی.همین که (معذرت می خوام) ما تحت شون رو می ذارن روی صندلی ، پیداست اعتباری نداره! اصلا انسان اول باید بشه ما تحت، یعنی تحت امر. دست بر سینه نزد امیر، تا اون وقت ، بهش صندلی تعارف کن. هر وقت هم نخواستن یا نپسندیدن، صندلی را بر می دارن یا از زیرش می کشن!"

بگذریم

بگذریم که معلوم نیست با این راهی که در پیش گرفتیم تا کجا برسیم!

به قول ناشناس عزیز ( از اهالی حرف دل شهید آوینی): اگه ما تو زمان امام علی(ع) بودیم به راستی با امام بودیم یا پشت می کردیم و شمشیر می کشیدیم!؟ و بعدش به خود می بالیدیم که فتنه را از سر راه اسلام بر داشتیم!!!!!!!؟خدایا به تو پناه می برم از عوام فریبی!

سبحان الله

شناخت حق از باطل، شده عین تشخیص مورچه ی سیاه روی تخته سنگ سیاه!

باشد که نه از آشوبگرانیم و نه از اقناع شدگان!

خدا بر همه چیز ناظر است...

خدا رحم کند بر ما که هر لحظه در معرض اتهامیم!!! چه من که می نویسم، چه آنها که در نهان خانه ی دلشان به سوگ نشستند! نه از بر مسند ننشستن منتخب خویش، که از این همه اختلاف آراء میان رقبا!!!!!

و نمی دانم چرا آنهایی که مانند من چادر به سر دارند ، نا خواسته و ندانسته، در اذهان عمومی شده اند طرفدار رئیس جمهور 24 میلیونی!!! و باز هم نمی دانم آیا با این نوشته ها در اذهان عده ای به گروه آشوبگران نسبت داده خواهم شد!؟

وای بر ما...

استغفرالله ربّی و اتوب الیه از این همه ریا و تزویر...

 

تنها می شود گفت:

و ما لنا الا نتوکّل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما اذیتمونا و علی الله فلیتو کل المتوکلون...

 

یا زهرای مرضیه(س)


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!










irLearn.com